خط خطی های آبی
الهام کهیش
پاس یک لحظه با تو بودن هاست./ *** طناز و فريباست قلم *** اين همه ناممان را به تکرار *** ***
تمام از تو سرودن ها
هر بار به عشوه اي تازه
دستم را مشتاق به آغوش کشيدنش مي کند.
عشق بازي ما را همه کس مي داند
همه کس مي بيند
دستانت را که در دست ندارم
عاشقانه هايم امروز در دست توست ./
پي هم آوردند ، همه سال ها
بي که تو را شناخته باشم
و سخني با تو گفته باشم
امروز به ديدار هر قاصدک
فاتحه خوان آرزوهاي کودکانه خويشم./
برو
پيش از آنکه لب بگشايي
براي راضي کردنم./
خوشبختي
پيشاني نوشت من بود
سرنوشت سواد نداشت./ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت
1:58 توسط الهام| |
| Design By : Night Skin |

